لسان الملك سپهر

2117

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

و نه عشّار « 10 » و نه آنكه قطع رحم كند و نه قدرى « 11 » و نه جبرى . يا علىّ كفر باللّه العظيم من هذه الامّة عشرة : القتّات و السّاحر و الدّيّوث و ناكح المرأة حراما فى دبرها و ناكح البهيمة و من نكح ذات محرم و السّاعى فى الفتنة و بايع السّلاح من اهل الحرب و مانع الزّكاة و من وجد سعة فمات و لم يحجّ . از اين امت ده كس طريق كفر سپارند : نخست سخن چين ، و ساحر ، و ديوث ، و ديگر آنكه با زن بيگانه درآميزد ، و آنكه با بهايم درآويزد ، و آنكه با محارم هم بستر شود ، و آن كس كه فتنه برانگيزاند ، و سلاح جنگ به كافران حربى بفروشد ، و آن كس كه زكات ندهد ، و آن كس كه بميرد و با شرط استطاعت حجّ نكرده باشد . يا علىّ لا وليمة الّا فى خمس فى عرس او خرس او عذار او و كار او ركاز : دعوت احباب به خوان وليمه پنج كس را پسنده است : آن كس كه تزويج كند ، و آن كه فرزند آورد ، و آنكه فرزند را بختان دهد ، و آن كس كه خانه بخرد ، و آنكه از طواف مكّه بازآيد . يا علىّ لا ينبغى للعاقل ان يكون ظاعنا الّا فى ثلاث : مرمّة لمعاش ، او تزوّد لمعاد ، او لذّة فى غير محرّم : از براى عاقل جز از براى سه كار حركت سزاوار نيست : نخست ساختگى معاش ، و ديگر زاد معاد ، و نيز شادخوارى در غير حرام . يا علىّ ثلاث من مكارم الاخلاق فى الدّنيا و الآخرة : ان تعفو عمّن ظلمك و تصل من قطعك ، و تحلم عمّن جهل عليك : در دنيا و آخرت سه چيز از مكارم اخلاق است : نخست آن را كه با تو ظلم كرد معفو دارى ، و با آنكه از تو قطع كرد بپيوندى ، و با آنكه بر تو برآشوبد حلم كنى . يا علىّ بادر باربع قبل اربع : شبابك قبل هرمك و صحّتك قبل سقمك و غناك قبل فقرك و حياتك قبل موتك : چهار چيز را از بهر عبادت غنيمت شمار : ايّام جوانى را پيش از آنكه پير شوى ، و نعمت صحّت را پيش از آنكه سقيم گردى ، و

--> ( 10 ) . عشار : كسى كه به عنوان ماليات و گمرك ده يك گيرد . ( 11 ) . قدرى . در معناى قدرى اختلاف است بعضى مىگويند : قدريه طايفه‌اى هستند كه منكر قضا و قدرند . بعضى مىگويند : مفوضه مقصودند ، ولى آنچه از قرائن موجوده استفاده مىشود اين است كه مقصود از قدريه ، اشاعره و جبريّه مىباشد ( ب ) .